«گیوهبافی» ملایر هنری که روبه زوال است
مهدیه طاهرنیا_سردبير یکی از صنایع دستی مهم منطقه غرب کشور، به خصوص شهرستان ملایر گیوهدوزی یا آجیده دوزی است، شاید برای مخاطبان غیرملایری یا نسل جدید ، سوال پیش بیاید آجیده دوزی یا و گیوه دوزی چیست؟...
مهدیه طاهرنیا_سردبير 
یکی از صنایع دستی مهم منطقه غرب کشور، به خصوص شهرستان ملایر گیوهدوزی یا آجیده دوزی است، شاید برای مخاطبان غیرملایری یا نسل جدید ، سوال پیش بیاید آجیده دوزی یا و گیوه دوزی چیست؟ در پاسخ باید گفت، گیوه اصولاً یک نوع پاپوش(کفش) است که متناسب با شرایط منطقه و از آداب و رسوم ماندگار این مناطق است که از قدیمالایام مرسوم بوده است؛ گیوه یک پایپوشی بادوام، سبک و مناسب برای راهپیماییهای طولانی حتی مسیرهای ناهمواربویژه در تابستان وبهار دوخته شده و از قدیمیترین صنایع دستی این منطقه به شمار میآید.
آنچه مسلم است هنوز ما نمیدانیم جنس این پایپوش سنتی در گذشته از چه بوده و به چه شکلی ساخته میشده اما اسناد و بررسی آن نشان داده که قرن هشتم هجری قمری اوج استفاده از این پایپوش راحت و مناسب بوده، اما گیوهبافی را میتوان نمادی از قدرت، مقاومت و هنری با ظرافت بالا در برابر مسیرهای سخت و ناهموار دانست.
بر اساس اسناد موجود قدمت بافت گیوه درملایر به 150 سال قبل برمیگردد که توسط اساتید بزرگی مانند علیآکبر، کریمی و رنجبر بافته و پرداخته میشدند که در حال حاضر از آن هنرمندان فقط استاد قربان رنجبر باقی مانده، که علاقمندان به صنایع دستی و گردشگران میتوانند هنر وی را در چهار سوق بازار سنتی ملایر مشاهده کنند و از نزدیک با نحوه تولید آن آشنا شوند.
گیوه ملایر انواع مختلفی دارد که عبارتند از: آجیده، زیر آج، سنه جونی، گیوه ماشینی و زیر گاومیش، اما متأسفانه در عصر امروز این هنر سنتی مهجور مانده و رو به منسوخ شدن میرود و جا دارد مدیران و متولیان امر قبل از آن که این هنر زیبا به فراموشی کامل سپرده شود در پی احیاء آن باشند.
متأسفانه امروزه با توجه به شرایط اقتصادی که وجود دارد مواد اولیه تولید یک گیوه هم رو به گرانی رفته و افزایش بها پیدا کرده و به علت نبود بازار و کم شدن مشتریان قدیمی تولیدات آن روند کاهشی پیدا کرده است و دیگر با روزهای اوج خود که بازار نهاوند، اراک، خرمآباد، اهواز و … را در اختیار داشت فاصلههای زیادی دارد.
ساخت گیوه مراحل خاص خود را دارد که در این مقال نمیگنجد اما مختصری از نحوه تولید آن را در اینجا برای برای مخاطبان میآوریم، اولین نوع گیوه معروف به گیوه سنتی ملکی، که گرانترین نوع گیوه است و از بهترین مواد اولیه، رویهای گرانقیمت، زیبا و نفیس که با نوک پنجهای دراز و داشتن یک قطعهی چرمی در پشت گیوه آن را نسبت به سایر گیوهها متمایز میکند.

در گذشته تخت این گیوه از پارچههای نخی و لباسهای کرباسی ساخته میشد و امروزه به جای آن از پارچه لی در ساخت کف این گیوه استفاده میشود و در ساخت تار آن از پوست گاو و پود آن نیز از پارچه به شکل نوارهای نازک ساخته میشود؛ پس از آماده شدن این مراحل پنجه و پاشنه گیوه نیز از پوست گاو تهیه و بعد، اتصال آن را به تاروپود دور حاشیه میزنند.
دومین نوع گیوه را میتوان گیوه آجیده یا آجده معرفی کرد؛ تفاوت این گیوه با گیوه ملکی در رویه آن است به نوعی باید گفت بافت این گیوه درشت باف و نوع ملکی نازک باف است و کف گیوه آجیده هم از تخت چرم بخیه دار تشکبل شده و شبیه کفشهای معمولی است و بیشتر در شهرها استفاده میشود و برهمین اساس آن را به نام گیوه شهری میشناسند.
نوع دیگر گیوه را گیوه لته مینامند که تفاوت آن با سایر گیوهها در نوع تخت آن است که از تکههای کهنه پارچه ساخته میشود، نوع دیگر گیوه را گیوه تخت لاستیکی میگویند که از نوع درشتباف است و زیره آن از جنس پلاستیک است.
نوع دیگری از گیوه نیز وجود دارد که به گیوه تزئینی و تشریفاتی معروف است؛ که از بافت بسیار ظریف برخوردار و تخت آن چرمی یا لاستیکی است، جنس رویه آن از نخهای ابریشمی رنگین است و در مواردی منجوقدوزی نیز میشود.
آخرین نوع گیوهای که وجود دارد کلاش یا گیوه کردی است که این نوع مخصوص مناطق کردنشین کشور هستند که خصوصیات خاص خود را دارد.
حال برگردیم به بازار سنتی ملایر و حجره زیبای حاج قربان رنجبر …
اگر کسی میخواهد از نزدیک حاج قربان را ببیند باید پس از وارد شدن به بازار از سمت خیابان شهید رستگار مؤمنی به سمت چهار سوق بازار حرکت نماید و پس از رسیدن به چهارراه سوق به سمت راست راسته عطاران پیچیده و در ابتدای آن به حجره گیوهدوزی میرسد، وقتی به حجره محقر وی میرسیم او را در حالی که سر خود را پایین گرفته با ظرافت و سرعت عمل بالا مشغول بافت گیوه میبینیم.
حاج قربان که متولد سال 1316 است، از قدیمیهای بازاریان ملایر است و سالهاست که در این حجره مشغول بافت گیوه است، حجرهای کوچک حدود سه متر، ساده ،زیبا اما دنیایی از تاریخ پرفراز ونشیب این بازار را در خود نگه داشته است.

حاج قربان در سکوت معنادار خود برای کوچک و بزرگ گیوه میبافد و هستند هنوز افرادی که سفارشات خود برای این پیر خاک خورده گیوهبافی میآورند و او هم هنرمندانه تاروپود در هم میتند تا پایپوشی زیبا را برای آنان ارمغان میآورد.
از لابهلای مصاحبههایی که به مناسبتهای مختلفی که در گذشته با وی انجام شده بود به نکات تامل برانگیزی برخورد میکنیم، وی اینگونه خود را معرفی کرده و میگوید من متولد سال 1316 در ملایر هستم و از کودکی مشغول به کار گیوهبافی شدم و تاکنون که نزدیک به 87 سال از خداوند عمر گرفتم این حرفه را ادامه میدهم البته مدتی هم به کار کفاشی پرداختم اما مجدد به کار گیوهبافی پرداختم.
حاج قربان از کاهش مشتریهایش گلایهمند است و میگوید: خرید گیوه دیگر مانند گذشته رونقی ندارد و تا کفشهای کارخانهای و کلاسیک مانده دیگر کسی سراغی از این کفشها نمیگیرد اما باز هم هستند کسانی که برای خرید این کفشها به حجره من میآیند با این وجود ناامید نیستم و با توکلی که به خدا دارم، معتقدم روزیرسان فقط اوست. این گیوهباف کهنه کار به زنانه و مردانه بودن گیوهها نیز اشاره میکند و میگوید: برای آقایان معمولاً گیوهها به صورت تک رنگ و سفید است اما گیوههای زنانه دارای رنگبندیهای مختلف است و سایزهای مختلفی هم دارد و مشتریها هر سایزی که بخواهد برایشان میدوزم.
از حاج قربان راجع به قیمت گیوهها سوال میشود که در جواب میگوید: بستگی به سایز، کوچک و بزرگی قیمتها نیز متفاوت است اما معمولاً از 500هزار تومان بچهگانه تا بزرگسال 5میلیون تومان متفاوت است، معمولاً تفاوت قیمت بیشتر به خاطر زیرههای استفاده شده در گیوه فرق میکند و زیرههای چرمی از زیرههای پلاستیکی گرانتر است.
حاج قربان از منسوخ شدن گیوهدوزی در ملایر ابراز نگرانی کرده اظهارمی دارد: حیف است که این همه تجربه به نسل جدید انتقال پیدا نکند و متولیان باید در این خصوص اقدامات لازم را انجام دهند. در گذشته شاگردهایی هم داشتم اما در حال حاضر دیگر کسی دنبال این حرفه نمیآید. سال ها پیش اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری هم یک کارگاه آموزشی برگزار کرد اما دیگر دل و دماغ این کارها را ندارم. حاج قربان در ادامه میگوید: در طول این سالها با قناعت توانستم روزگار خود را بگذرانم و الحمدا… راضی هستم اما جوانان امروزی دیگر اهل قناعت نیستند و این کار هم درآمد کافی ندارد به خاطر همین است این هنر رو به زوال میرود.
از او درباره فواید این کفش سنتی هم سوال میشود و او در این خصوص می گوید : این کفشها برای پیادهروی، مسافرت، درمان کمردرد و پادرد بسیار مناسب است و استفاد از آن بسیار آسان است زیرا پا در این کفشها عرق نمیکند و به خاطر بافت نخی که دارد مانع بو گرفتن پاها میشود و برای سه سال دوام دارد.
وی راجع به تهیه مواد اولیه هم کلی دردل میکند تا شاید یکی صدای او را بشنود و در حل این مشکل او را یاری نماید؛ او در این خصوص میگوید: برای تولید یک گیوه به مواد اولیهای مانند: پوست گاو، پیه نری گاو و نخ تابیده احتیاج دارد و موادی که به دو قسمت تقسیم میشود؛ برای گیوههای تخت زیرهای که شامل رنگ، پارچه نازک نخی، کتیرا و نخ تابیده (قرقره) است و برای گیوههای طرح جدید مثل تخت چرمی و پلاستیکی، شامل میخ پوست دباغی شده، پاشنههای لاستیکی، کف لاستیکی، چسب، پوست نری گاو، پارچه نخی و موی بز نیز استفاده میشود.
اگر بتوانیم این هنر زیبا را مطابق با مد روز نماییم، میتواند بهترین کفش برای اقشار مختلف جامعه باشد و این خلاء را میتوان با ایجاد خلاقیت و نوآوری در مدل و طراحی رویه این گیوهها، جوانها را به پوشیدن این پاپوشها ترغیب نمود و این هنر اصیل را مجدد به دوران پرفروغ گذشته برگردانیم.
حرف آخر اینکه یکی از راههای حمایت از این هنر پیگیر آموزش به نسل جدید و حفظ آن برای آیندگان است لذا میطلبد هر چه سریعتر با برگزاری کلاسهای آموزشی این اقدام مهم را انجام دهند.
#پیشرفت_ایران
#امید_همدان