مایۀ حیات، ابزار سلطه
در جهان سنتی، آب نهفقط مایۀ حیات، بلکه منشأ معنا بود. قناتها، با معماری آیینی خود، تجلی عقلانیتی بودند که در آن انسان، خاک، و زمان در پیوندی مقدس زیست میکردند. قنات نماد همزیستی احترامآمیز انسان و طبیعت است. چشمهها چشم خاک بودند که رو به انسان قانع گشوده میشد و کاریزها کتاب سبز آفرینش با ورقهای روشن ایمان به سخاوت خاک و مهربانی آب.
در دنیای مدرن که با عصیان عليه فضیلتِ رهاییبخش قناعت و پاس نداشتن تقوای خاک آغاز شد، آب به کالایی تجاری و کمیاب و هم هنگام ابزار سلطه و تولید ثروتِ مافیایی تبدیل شده است. تنورۀ دیو و رَنگو این گذار را روایت میکنند؛ یکی با رئالیسم تلخ و دیگری با فانتزیِ طنزآلود.
در تنورۀ دیو قنات خشک شده است. نه بهطور طبیعی، بلکه بهعلت چاه عمیقی که در حریم آن حفر شده است؛ نمادی از سلطۀ مالکیت خصوصی و توسعۀ نابودگر ناپایدار. در رنگو، خشکسالی، ساختگی است. شهردار، آب را در بانک احتکار و با بحرانسازی قدرت را قبضه کرده است. در هر دو، خشکسالی نه پدیدهای طبیعی، بلکه ساختاری سیاسی و اخلاقی است.
در تنورۀ دیو محمدعلی، زخمیِ آرمانخواه، در پی احیای قنات است. رنگو، آفتابپرستی خانگی، با دروغ قهرمان میشود و سپس در پرتو حقیقت اصالت گمگشته را بازمییابد و به جنگِ مافیای آب میرود. در هر دو اثر شخصیتهای اصلی در مسیر قهرمانی، با مرگ یا فروپاشی هویت مواجه میشوند. قهرمانان این دو جهان، نه فاتح، بلکه افشاگر حقیقتاند.
عنوان فیلم (تنورۀ دیو)، به اسطورۀ دیو و تنورۀ قنات اشاره دارد. دیوی که از دل زمین برمیخیزد. در رنگو نیز با ساختار وسترن، کلانترِ جَعلی به قهرمان واقعی بدل میشود. هر دو اثر، اسطوره را نه برای فرار از واقعیت، بلکه برای نقد آن بهکار میگیرند.
در تنورۀ دیو، مردم ابتدا منفعلاند، اما با مرگ محمدعلی، به یاد میآورند و قنات را احیا میکنند. در رنگو، مردم شهر با باور به رنگو، از خشکسالی عبور میکنند. در هر دو اثر، به نقش حافظۀ جمعی و ایمان به امکان تغییر تأکید شده است.
تنورۀ دیو و رنگو، اگرچه از دو جهان متفاوتاند، اما در ژرفساخت خود، پرسشی مشترک را درمیافکنند: آیا در جهانی که آب، قدرت و معنا را از ما ربودهاند، هنوز میتوان با کنشی جمعی، امید را احیا کرد؟ پاسخ هر دو کارگردان، مثبت است؛ هرچند از دل مرگ، طنز یا اسطوره. هر دو با زبان و بیانی خاص، بحران را روایت و با محوریت آب، به بازنمایی تقابل سنت و تکنیک، حقیقت و دروغ، و مشارکت جمعی در برابر سلطۀ فردی میپردازند. در این دو روایت، آب هم مایۀ حیات است و هم ابزار سلب آن، از رهگذر تحمیل سلطه بهدستِ مافیای آب.
در تنورۀ دیو، قنات فقط یک سازۀ مهندسی نیست، موجودی زنده و مقدس است. شخصیت باباعقیل، نماد عقلانیت آیینی، قنات را نهتنها منبع آب، بلکه تجلی پیوند انسان با خاک و تاریخ میداند. در جهان سنتی فیلم، آب امانت است، نه دارایی و قنات، همچون کعبه حریم دارد. این نگاه، در برابر منطق مافیایی حفر چاه قرار میگیرد که آب را کالایی اقتصادی میداند و بر مالکیت آن اصرار دارد.
کیانوش عیاری در تنورۀ دیو با زبانی استعاری، دیو تکنولوژی را نماد توسعۀ بیمهار معرفی میکند؛ دیوی که از قلب زمین زخمدیده سربرمیآورَد و همهچیز را میبلعد. محمدعلی، شخصیت جستوجوگر فیلم، در مواجهه با خشکیدن قنات هشدار میدهد: «با کور شدن قنات، دِه میمیرد و دیو از دل خاک برمیخیزد.» این استعاره که اشارتی به نام فیلم (تنورۀ دیو)، هم هست، نهفقط زیستمحیطی، بلکه فرهنگی و هستیشناختی است.
در رَنگو، بحران آب در قالب یک روایت وسترن- طنز بازنمایی میشود. شهری کوچک در دل بیابان، با خشکسالی مواجه است و شهردار با کنترل منابع آب، قدرت را فراچنگ میآورد. او که کاسب تحریم آب است، با لحنی مزورانه و عوامفریبانه، بقای مردم را مشروط به اطاعت از خود کرده است. رنگو، شخصیت قهرمان داستان، در مسیر کشف حقیقت درمییابد که آب نهفقط مایۀ حیات، بلکه ابزار سلطه است. دیالوگ کلیدی فیلم (اگه آب رو کنترل کنی، همهچیز رو کنترل کردی) چکیدۀ فلسفۀ قدرت در جهان تکنیکزدۀ امروز است.
تنورۀ دیو با مرگ مظلومانۀ محمدعلی و پدر سالخوردهاش، باباعقیل، بهدست کربلایی علی [کَلبعَلی] (نماد و نمایندۀ سرمایهداری بیرحم که در مافیای آب بازتابیده است) پایان مییابد در بستر تلاقیِ دو تصویر: یکطرف چشمۀ خشکیدهای که جان گرفته است و سوی دیگر، دَکَلی که برای حفر چاه قلب زمین را میشکافد. در برههای که مسئلۀ آب بههیچرو بحرانی نبود و این گواهِ نبوغ هنری و بصیرت اجتماعی فیلمساز است.
رَنگو با عبور از دروغ و ترس، مردم را به کنش جمعی فرامیخواند و شهر را از سلطۀ شهردار بازپس میگیرد. فیلمی در سبک انیمیشن و طنز که متضمن لایههای سیاسی و اجتماعی است و بحران آب را به مسئلهای اخلاقی و وجودی بَرمیکِشد. هر دو فیلم تماشاییاند؛ خاصّه در این روزگارِ دیوسیرت که از تنورۀ آسمان آتش میبارد و کمبود آب، دیگر نه مسئلهای بومشناختی که آشکارا به اَبَربحرانی سیاسی با لایههای امنیتی تبدیل شده است./ س.ا