مسعود نصیری - روزنامهنگار
قمار آخر
چند روز دیگر وارد دومین ماه تجاوز آمریکایی صهیونی به ایران عزیز میشویم. اگر قبل از پرواز جنگندههای آمریکایی صهیونی به ترامپ تذکر میدادیم که جمهوری اسلامی ایران ونزوئلا نیست و با جنگ تسلیم نمیشود او میگفت میخواهم آخرین کارتم را هم در قبال ایران بازی کنم. آری او صحنه سیاست را با میز قمار و سالن کازینو اشتباه گرفته است و نمیداند سیاست هر سیاستمداری شامل حکمرانی او در قبال مردم خویش و سیاست خارجه وی با دنیا و سیاست داخلیاش با احزاب داخلی آن کشور را شامل میشود اما برای ترامپ که به واسطه لابیهای صهیونی موساد و نسخههای اپستین وارد کاخ سفید شده است فقط رفتار قمارگونه قابل فهم و درک است که بی منطق و بیاساس همهچیز را برای خویش بخواهد و نتیجه بی اعتقادی به حکمرانی و سیاست داخلی و سیاست خارجی و خروج یک طرفه از معاهدههای بین المللی و هلی برد کردن و دزدیدن سیاستمداران کشور و ترور مسئولین کشورهای دیگر همین میشود که باید برای خنثی کردن بی اعتباری خویش و بی اثر بودن خویش در دنیای سیاسی و بین المللی یک تیراندازی مصنوعی و از قبل برنامه ریزی شده راه بیندازی تا بگویی من هنوز موثر و قابل حذف شدن هستم در صورتیکه ترامپ و سیاستهای ترامپی در روز ۹ اسفند که صد و شصت و هشت کودک را همچون ناو وینسس به شهادت رساند باطلتر شد و در خون کودکان هرمزگان غرق شد.
تفاوت آرزو و هدف در این است که ما برای رسیدن به یک هدف برنامه ریزی میکنیم که از نقطه الف چگونه به نقطه ب برسیم اما آرزو کردن فاقد برنامه ریزی است و فقط تمنای دل است که اگر بشود چه میشود و قمارباز با آرزوی اینکه اگر این کارت را رو کنم و بشود چه میشود وارد بازی میشود؛ همچون کسی که کنار دریا نشسته و میگوید اگر این ماست را در دریا بزنم و تمام دریا دوغ شود چه میشود!
ترامپ یکباره و یک روزه نفت ایران و خلیج فارس را تحت اشغالِ جزیره خارک میخواست و برای این آرزو تمام سطلهای ماستش را در آب خلیج فارس ریخت و هیچ دوغی برایش درست نشد تا عطش قدرت طلبی و تمامیتخواهیاش را رفع کند.
امام شهیدمان حضرت آیتالله سید علی خامنهای فرمودند آمریکا میخواهد ایران را ببلعد زیرا ایشان میدانستند که سیاستمداران کشورمان در امور خارجه به آمریکا و ترامپ پیشنهاد همکاری مشترک اقتصادی را دادهاند تا آنتروپرونرهای اقتصادی آمریکا یا همان کارآفرینان و تاجران و صنعتگران آمریکایی با حضور در معادن ایران و بالعکس در تجارت دو کشور شریک باشند اما ترامپ که راه رسیدن به اهداف اقتصادی خویش را نه در روابط سیاسی دو جانبه و نه در تعاملات منطقهای و بینالمللی و احترام به کشورها میداند همچون قمارباز میخواست با حمله نظامی و ترور شخصیتهای کشور جزیرهها را تسخیر و با بی اعتنایی به موجودیت یک کشور و یک ملت سالها سرمایه ملی آنها را تسخیر کند.
و همچنین آرزوی نتانیاهو که تجزیه و تبدیل ایران به کشورهای خنثی و بدون اثر و بدون زیرساخت و وابسطه و بدون نفت است را جامه عمل بپوشاند. ایرانی که دیگر نه پدافند موشکی برای دفاع از خویش داشته باشد و نه علم غنی سازی هستهای و نه زیرساخت و گفتمانی در جهان داشته باشد. اما فرضیه بعدی که ترامپ را به این ورطه کشاند باور اشتباهش از ایران بود که ایران را فقط یک کشور میپنداشت و نمیدانست ایران خودش یک گفتمان است و با شرق که چین و روسیه است در تعامل و روابط دو سویه است که نه وابسطه به غرب است و نه متکی به شرق بلکه تکیه به اقبال مردمش دارد.
اما ترامپ بر روی ساختار داخلی جمهوری اسلامی ایران هم شناختی نداشت و گمان میکرد با شهادت رهبران و فرماندهان کشور ساختار جمهودی اسلامی ایران متزلزل و به سمت از هم گسیختگی میرود اما نمیدانست ساختار جمهوری اسلامی ایران به شکل ستونی نیست بلکه حرمی متشکل از مردم است که یک نفر از همین مردم فرماندار و استاندار و شهردار و مسئول شده است و مردم تحت احزاب سیاسی در سیاستها و تصمیمگیریهای کشور موثر هستند همانگونه که در انتخابات های ریاست جمهوری و مجلس و شورای شهر به رویکردهای مختلف سیاسی رای میدهند به عنوان مثال در انتخابات سال ۱۳۹۲ مردم با این تفکر که آمریکا دنبال مصالحه موضوعی است و در بحث هستهای می خواهد سوتفاهمات را رفع کند به دولتی رای دادند تا مذاکرات هستهای را ادامه دهد.
گواه ساختار مردمی داشتن و دموکراسی برخواسته از نظر مردم همین که برجام در جمهوری اسلامی ایران توسط وزارت امور خارجه و دولت به امضا رسید اما متعاقبا در مجلس شورای اسلامی که آن هم برآمده از رای مردم است بررسی و تصویب شد و همچنین در شورای عالی امنیت ملی و مصلحت نظام نیز بررسی شد اما در آمریکا برعکس تبلیغاتی که در راستای همهپرسی و خِرد اجتماعی انجام می دهند یک نفر به نام یک رئیس جمهور به نام ترامپ یک سویه برجام را پاره کرد و به اراده یک ملت که رویکرد مذاکره را برگزیده بودند و به سیاست سیاستمداران خودشان که بارها پیشنهاد مذاکره داده بودند هم بی اعتنایی کرد.
ترامپ باید بداند در جمهوری اسلامی ایران حتی در پایینترین سطح سیاسی کشور در یک روستا هم ما شورای روستا و شورای محلات داریم و شورای شهری که همه مردم به حضور در آن دخیل هستند و حتی مقام معظم رهبری در جمهوری اسلامی ایران با رای مجلس خبرگان رهبری که آنها نیز فقهای منتخب مردم هستند انتخاب میشود پس ساختار جمهوری اسلامی ایران بیشتر از هر کسی وابسته به مردمیست که قریب دو ماه در خیابانها حضور دارند همان مردمی که امام شهیدمان فرمودند روزی این مردم مبعوث میشوند و هرکدامشان یک امام خامنهای میشوند که در برابر بلعیدن ایران و سرمایههای ایرانی که کودکان مدرسهای و نفت کشور و زیرساختهای این مملکت است کوتاه نمیآیند. اما ترامپ برای بازی در این قمار دیگر برگهای ندارد. ترامپ اهرم فشارش که تهدید ایران و کشورها به جنگ بود را از دست داده و برگه هژمونی آمریکا که با عبور ناوها و ناوچهها کشورها را میترساند را هم در این قمار از دست داده است.
ترامپ دیگر نه برگهای برای بازی با دموکراتها که سالها دستان چدنی آمریکا را با دستکش مخملی پوشانده بودند دارد زیرا دموکراتها با چهره مذاکرهکننده صلح طلب سالها کشورها را استعمار کرده بودند و هنوز قدرت آمریکا را ماورایی جلوه میدادند و نه برگهای برای بازی با رقیب سنتی و دیرینهاش بلوک شرق دارد زیرا ارتش آمریکا از ایران سیلی خورد که نه قدرت دزدیدن ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده را داشت و در طبسی دیگر به نام اصفهان شکست خورد و نه قدرت موشکی ایران را از بین برد چون وقتی آمریکا تقاضای آتش بس میکند پس یعنی قبول دارد جمهوری اسلامی ایران آتشی توسط موشکها در دست دارد که وی تقاضای بَس بودنش را میکند و نه ایران را توانست تجزیه کند و حتی نتوانست نیروی دریایی ایران را از بین ببرد زیرا اگر نیروی دریایی ایران را از بین برده بود خودش تقاضای باز شدن تنگه هرمز توسط نیروی دریایی سپاه و ارتش جمهوری اسلامی ایران را نمیکرد.
ترامپ دیگر حتی برگهای هم برای بازی با ارتش آمریکا ندارد؛ گواهش استعفای فرماندهان ارتش ایالات متحده آمریکا که هیچ کدام زیر بار قمار جنونآمیز وی نرفتند شاید آنها دستاوردسازی ترامپ را قبول نداشتند و متوجه شده بودند در ایران نزدیک به سی و یک میلیون جان فدا برای دفاع از جمهوری اسلامی ایران ثبتنام کردهاند و همه پیرو یک رهبر یک ملت و یک پرچم الله نشان هستند و ترامپ قمار آخرش را به ملت مبعوث شده ایران باخته است.
ترامپ یکباره و یک روزه نفت ایران و خلیج فارس را تحت اشغالِ جزیره خارک میخواست و برای این آرزو تمام سطلهای ماستش را در آب خلیج فارس ریخت و هیچ دوغی برایش درست نشد تا عطش قدرت طلبی و تمامیتخواهیاش را رفع کند.
امام شهیدمان حضرت آیتالله سید علی خامنهای فرمودند آمریکا میخواهد ایران را ببلعد زیرا ایشان میدانستند که سیاستمداران کشورمان در امور خارجه به آمریکا و ترامپ پیشنهاد همکاری مشترک اقتصادی را دادهاند تا آنتروپرونرهای اقتصادی آمریکا یا همان کارآفرینان و تاجران و صنعتگران آمریکایی با حضور در معادن ایران و بالعکس در تجارت دو کشور شریک باشند اما ترامپ که راه رسیدن به اهداف اقتصادی خویش را نه در روابط سیاسی دو جانبه و نه در تعاملات منطقهای و بینالمللی و احترام به کشورها میداند همچون قمارباز میخواست با حمله نظامی و ترور شخصیتهای کشور جزیرهها را تسخیر و با بی اعتنایی به موجودیت یک کشور و یک ملت سالها سرمایه ملی آنها را تسخیر کند.
و همچنین آرزوی نتانیاهو که تجزیه و تبدیل ایران به کشورهای خنثی و بدون اثر و بدون زیرساخت و وابسطه و بدون نفت است را جامه عمل بپوشاند. ایرانی که دیگر نه پدافند موشکی برای دفاع از خویش داشته باشد و نه علم غنی سازی هستهای و نه زیرساخت و گفتمانی در جهان داشته باشد. اما فرضیه بعدی که ترامپ را به این ورطه کشاند باور اشتباهش از ایران بود که ایران را فقط یک کشور میپنداشت و نمیدانست ایران خودش یک گفتمان است و با شرق که چین و روسیه است در تعامل و روابط دو سویه است که نه وابسطه به غرب است و نه متکی به شرق بلکه تکیه به اقبال مردمش دارد.
اما ترامپ بر روی ساختار داخلی جمهوری اسلامی ایران هم شناختی نداشت و گمان میکرد با شهادت رهبران و فرماندهان کشور ساختار جمهودی اسلامی ایران متزلزل و به سمت از هم گسیختگی میرود اما نمیدانست ساختار جمهوری اسلامی ایران به شکل ستونی نیست بلکه حرمی متشکل از مردم است که یک نفر از همین مردم فرماندار و استاندار و شهردار و مسئول شده است و مردم تحت احزاب سیاسی در سیاستها و تصمیمگیریهای کشور موثر هستند همانگونه که در انتخابات های ریاست جمهوری و مجلس و شورای شهر به رویکردهای مختلف سیاسی رای میدهند به عنوان مثال در انتخابات سال ۱۳۹۲ مردم با این تفکر که آمریکا دنبال مصالحه موضوعی است و در بحث هستهای می خواهد سوتفاهمات را رفع کند به دولتی رای دادند تا مذاکرات هستهای را ادامه دهد.
گواه ساختار مردمی داشتن و دموکراسی برخواسته از نظر مردم همین که برجام در جمهوری اسلامی ایران توسط وزارت امور خارجه و دولت به امضا رسید اما متعاقبا در مجلس شورای اسلامی که آن هم برآمده از رای مردم است بررسی و تصویب شد و همچنین در شورای عالی امنیت ملی و مصلحت نظام نیز بررسی شد اما در آمریکا برعکس تبلیغاتی که در راستای همهپرسی و خِرد اجتماعی انجام می دهند یک نفر به نام یک رئیس جمهور به نام ترامپ یک سویه برجام را پاره کرد و به اراده یک ملت که رویکرد مذاکره را برگزیده بودند و به سیاست سیاستمداران خودشان که بارها پیشنهاد مذاکره داده بودند هم بی اعتنایی کرد.
ترامپ باید بداند در جمهوری اسلامی ایران حتی در پایینترین سطح سیاسی کشور در یک روستا هم ما شورای روستا و شورای محلات داریم و شورای شهری که همه مردم به حضور در آن دخیل هستند و حتی مقام معظم رهبری در جمهوری اسلامی ایران با رای مجلس خبرگان رهبری که آنها نیز فقهای منتخب مردم هستند انتخاب میشود پس ساختار جمهوری اسلامی ایران بیشتر از هر کسی وابسته به مردمیست که قریب دو ماه در خیابانها حضور دارند همان مردمی که امام شهیدمان فرمودند روزی این مردم مبعوث میشوند و هرکدامشان یک امام خامنهای میشوند که در برابر بلعیدن ایران و سرمایههای ایرانی که کودکان مدرسهای و نفت کشور و زیرساختهای این مملکت است کوتاه نمیآیند. اما ترامپ برای بازی در این قمار دیگر برگهای ندارد. ترامپ اهرم فشارش که تهدید ایران و کشورها به جنگ بود را از دست داده و برگه هژمونی آمریکا که با عبور ناوها و ناوچهها کشورها را میترساند را هم در این قمار از دست داده است.
ترامپ دیگر نه برگهای برای بازی با دموکراتها که سالها دستان چدنی آمریکا را با دستکش مخملی پوشانده بودند دارد زیرا دموکراتها با چهره مذاکرهکننده صلح طلب سالها کشورها را استعمار کرده بودند و هنوز قدرت آمریکا را ماورایی جلوه میدادند و نه برگهای برای بازی با رقیب سنتی و دیرینهاش بلوک شرق دارد زیرا ارتش آمریکا از ایران سیلی خورد که نه قدرت دزدیدن ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده را داشت و در طبسی دیگر به نام اصفهان شکست خورد و نه قدرت موشکی ایران را از بین برد چون وقتی آمریکا تقاضای آتش بس میکند پس یعنی قبول دارد جمهوری اسلامی ایران آتشی توسط موشکها در دست دارد که وی تقاضای بَس بودنش را میکند و نه ایران را توانست تجزیه کند و حتی نتوانست نیروی دریایی ایران را از بین ببرد زیرا اگر نیروی دریایی ایران را از بین برده بود خودش تقاضای باز شدن تنگه هرمز توسط نیروی دریایی سپاه و ارتش جمهوری اسلامی ایران را نمیکرد.
ترامپ دیگر حتی برگهای هم برای بازی با ارتش آمریکا ندارد؛ گواهش استعفای فرماندهان ارتش ایالات متحده آمریکا که هیچ کدام زیر بار قمار جنونآمیز وی نرفتند شاید آنها دستاوردسازی ترامپ را قبول نداشتند و متوجه شده بودند در ایران نزدیک به سی و یک میلیون جان فدا برای دفاع از جمهوری اسلامی ایران ثبتنام کردهاند و همه پیرو یک رهبر یک ملت و یک پرچم الله نشان هستند و ترامپ قمار آخرش را به ملت مبعوث شده ایران باخته است.