مدیریت شهری ازمنظر قرآن(2)
الف) پیشینه داخلی:
در ایران، به دلیل اهمیت مبانی اسلامی در تمامی شئون زندگی، مطالعات متعددی با رویکرد دینی در حوزههای مختلف علوم انسانی، از جمله شهرسازی و مدیریت شهری، صورت گرفته است.
- مطهری، مرتضی (۱۳۸۳). در مجموعه آثار خود، به ویژه در مباحث مربوط به «جامعه و تاریخ» و «انسان و سرنوشت»، به نقش دین و جهانبینی توحیدی در انتظامبخشی به حیات جمعی و شکلگیری تمدنهای بشری اشاره کرده است. ایشان با تحلیل عمیق جامعهشناختی و فلسفی، ضرورت حضور اخلاق و معنویت در ساختارهای اجتماعی را تبیین میکند که این مباحث، پایههای نظری برای مدیریت شهری قرآنی را فراهم میآورد.
- جوادی آملی، عبدالله (۱۳۹۱). در کتاب ارزشمند «اسلام و محیط زیست»، به تفصیل مبانی کلامی و فقهی صیانت از طبیعت و محیط زیست را از منظر قرآن و سنت تبیین نموده است. دیدگاه ایشان در مورد «استخلاف» انسان و مسئولیت او در قبال زمین، مستقیماً با مدیریت پایدار شهری و حفظ منابع طبیعی شهرها مرتبط است و چارچوبی نظری برای برنامهریزی زیستمحیطی شهری ارائه میدهد.
- نقیزاده، محمد (۱۳۹۲). در پژوهشها و کتب خود، به خصوص در زمینه «مبانی هنر و معماری اسلامی» و «هویت شهر اسلامی»، بر تجلی تفکر قرآنی و اسلامی در کالبد و فضای شهری تأکید کرده است. ایشان نشان میدهد که چگونه مفاهیمی چون عدالت، حریم، محرمیت، و توحید، در ساختار فضایی شهرهای اسلامی نمود پیدا کردهاند و چگونه میتوان این هویت را در شهرهای امروزین بازسازی کرد.
- بحرینی، سید حسین (۱۳۸۰). در کتاب «تحلیل فضایی شهرهای اسلامی»، به ابعاد کالبدی، اجتماعی و فرهنگی شهرهای اسلامی پرداخته و نظریاتی را در مورد چگونگی شکلگیری این شهرها بر اساس مبانی اسلامی ارائه داده است.
- حبیبی، محسن (۱۳۸۹). در آثار خود بر «نظریه شهرسازی اسلامی» تأکید داشته و به تبیین اصول و مبانی نظری شهرسازی بر اساس آموزههای دینی پرداخته است.
- سلطانزاده، حسین (۱۳۶۵). با بررسی تاریخی معماری و شهرسازی ایران، نشان داده است که چگونه مفاهیم دینی و فرهنگی، بر کالبد شهرها و فضاهای عمومی تأثیر گذاشتهاند.
ب) پیشینه خارجی:
محققان غربی نیز از زوایای مختلف به بررسی شهر اسلامی و ابعاد مدیریتی آن پرداختهاند.
- Bianca, Stefano (2000). در کتاب مرجع خود “Urban Form in the Arab World: European Design Culture vs Islamic Creative Principles”، به تحلیل ساختار کالبدی شهرهای اسلامی پرداخته و معتقد است که مدیریت شهری در این تمدن ریشه در پیوند عمیق میان شریعت، فرهنگ و کالبد شهری دارد. او تمایزات اساسی میان شهرسازی اسلامی و غربی را برجسته ساخته و به دنبال درک اصول بومی شکلدهنده شهرهای اسلامی است.
- AlSayyad, Nizar (1991). در آثار متعدد خود از جمله “Cities and Caliphs: On the Genesis of Arab-Islamic Urbanism”، به بررسی مفهوم «مدینه» در بستر تاریخی و فرهنگی پرداخته است. او چالشهای مدیریت شهری در گذار از سنت به مدرنیته در جوامع اسلامی را تحلیل کرده و نشان میدهد چگونه الگوهای وارداتی توسعه، به از دست رفتن هویت بومی شهرهای اسلامی منجر شدهاند.
- Hakim, Besim S. (1986). در کتاب مهم خود “Arabic-Islamic Cities: Building and Planning Principles”، به اصول ساختوساز، قوانین همجواری، و قواعد شهرسازی بر اساس فقه اسلامی و سنتهای محلی پرداخته که این اصول ریشه در آموزههای قرآنی و حدیثی دارند. او به جزئیات قوانینی مانند حریم همسایگی، حق شُفعه و محدودیتهای ساختوساز از منظر فقهی میپردازد.
- Nasr, Seyyed Hossein (1993). در کتاب “The Need for a Sacred Science” و دیگر آثارش، بر ضرورت بازگشت به رویکردی جامع و معنوی به علم و تکنولوژی تأکید دارد. دیدگاه ایشان در مورد حکمت متعالیه و ضرورت پیوند علم و دین، میتواند مبنای فلسفی برای یک مدیریت شهری قرآنی باشد که هم به ابعاد مادی و هم به ابعاد معنوی شهر توجه دارد.
- Lapidus, Ira M. (1984). در کتاب “A History of Islamic Societies”، به بررسی ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شهرهای اسلامی در طول تاریخ پرداخته است.
- Bonine, Michael E. (1979). در مقالات خود به تحلیل شهرنشینی در خاورمیانه و شمال آفریقا پرداخته و به پویاییهای شهرهای اسلامی اشاره کرده است.
نتیجهگیری از پیشینه:
بررسی پیشینههای پژوهشی نشان میدهد که مطالعات متعددی در حوزه شهر اسلامی و مدیریت آن صورت گرفته است. با این حال، کمتر پژوهشی به صورت جامع و سیستماتیک، مستقیماً از قرآن کریم به استخراج مؤلفهها و الگوهای مدیریت شهری با رویکرد کاربردی پرداخته است. بیشتر مطالعات پیشین، یا به صورت تاریخی-کالبدی بودهاند (مانند آثار بیاژکا و حکیم)، یا به مبانی فلسفی و نظری کلی پرداختهاند (مانند مطهری و جوادی آملی). این مقاله در تلاش است تا با تمرکز بر متن صریح قرآن و تفاسیر آن، یک مدل عملیاتی و کاربردی برای مدیریت شهری ارائه دهد که بتواند خلاء موجود در این زمینه را پر کند و یک گام رو به جلو در تحقق «نظریه شهر اسلامی» باشد. این مقاله سعی دارد تا فراتر از توصیف صرف، به تبیین و ارائه راهکارهای عملیاتی بر اساس مبانی قرآنی بپردازد.
۶. یافتههای پژوهش
یافتههای این تحقیق نشان میدهد که قرآن کریم، با وجود اینکه کتابی فقهی یا مهندسی شهری نیست، اما اصولی بنیادین و جهانبینیای جامع ارائه میدهد که میتواند مبنای یک نظام مدیریت شهری پایدار، عادلانه و انسانمحور قرار گیرد. این اصول را میتوان در چند محور اصلی طبقهبندی کرد:
الف) مبانی نظری و جهانبینی مدیریت شهری در قرآن
- اصل توحید و نفی سلطه (الوهیت مطلق): بنیان تمام نظام ارزشی و عملی اسلام، توحید است. در مدیریت شهری قرآنی، قدرت مطلق، مالکیت حقیقی و حاکمیت نهایی تنها از آن خداوند متعال است. انسان، از جمله مدیران شهری، تنها «خلیفه الله» و «امین» او بر روی زمین هستند. آیه «وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» (بقره، ۳۰) به این نقش تأکید دارد. این اصل مانع از دیکتاتوری شهری، خودکامگی مدیران و توزیع ناعادلانه منابع میشود، زیرا مدیر خود را در محضر خدا مسئول میبیند. مدیریت شهری در این نگاه، نوعی عبادت و تحقق اراده الهی برای آبادانی زمین و خدمت به خلق است (طباطبایی، ۱۳۷۴).
- مفهوم «بلد طیب» و «حیات طیبه»: قرآن کریم، به خصوص در سوره اعراف آیه ۵۸ میفرماید: «وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ» (و سرزمین پاکیزه، گیاهش به فرمان پروردگارش میروید). “بلد طیب” نه تنها به معنای سرزمینی با خاک حاصلخیز است، بلکه کنایه از جامعه و شهری پاکیزه، سالم، امن و برخوردار از برکات الهی است که در آن، استعدادهای انسانی به بهترین نحو شکوفا میشوند. این شهر بستری برای «حیات طیبه» است؛ حیاتی که در آیه ۹۷ سوره نحل توصیف شده است: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً». این مفهوم، هدف غایی مدیریت شهری قرآنی را تشکیل میدهد: ایجاد محیطی که هم به لحاظ مادی (معیشت، امنیت) و هم به لحاظ معنوی (آرامش، رشد اخلاقی) برای زندگی انسان مطلوب باشد.
- اصل استخلاف و مسئولیت انسان در قبال زمین: انسان به عنوان جانشین خدا در زمین، مسئول آبادانی آن است، نه تخریب و فساد (حبیبی، ۱۳۸۹). آیه «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا» (هود، ۶۱) به وظیفه «عمران» و آبادانی زمین توسط انسان اشاره دارد. این آبادانی باید به گونهای باشد که نه تنها نیازهای نسل حاضر را تأمین کند، بلکه حقوق نسلهای آینده و نیز حقوق سایر موجودات را نیز محفوظ بدارد (جوادی آملی، ۱۳۹۱). این اصل، مبنای نظری توسعه پایدار و مدیریت زیستمحیطی شهری است.
ب) اصول مدیریتی و اجرایی در شهر
- شورا و مشارکت مردمی: قرآن کریم در آیه ۳۸ سوره شوری میفرماید: «وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ» (و کارشان [بر پایه] مشورت میانشان است). این آیه، اصل مشورت را در تصمیمگیریهای اجتماعی و حکومتی، از جمله مدیریت شهری، لازم میشمارد. مدیریت شهری موظف به ایجاد ساختارها و بسترهای لازم برای مشارکت فعال و واقعی مردم در فرآیندهای تصمیمگیری، برنامهریزی و نظارت بر امور شهری است (مطهری، ۱۳۸۳). این مشارکت، علاوه بر مشروعیتبخشی به تصمیمات، به افزایش سرمایه اجتماعی و کارآمدی طرحها نیز منجر میشود.
- عدالت توزیعی و رفع تبعیض: عدالت، از اصول محوری در قرآن است که در آیات متعددی بر آن تأکید شده است: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ» (نحل، ۹۰). در حوزه مدیریت شهری، عدالت به معنای توزیع عادلانه خدمات، امکانات، فضاهای عمومی و فرصتها در سطح شهر است. این اصل، مدیریت شهری را مکلف میسازد تا مانع از تمرکز ثروت، امکانات و قدرت در مناطق خاص شهری (مانند شمال شهر و جنوب شهر) شود و شکافهای طبقاتی و فضایی را کاهش دهد. آیه ۷ سوره حشر که به توزیع فیء (غنائم) اشاره دارد: «كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ»، میتواند به عنوان مبنایی برای سیاستهای مالیاتی، تخصیص بودجه و توزیع امکانات شهری به کار رود تا ثروت تنها در دست اغنیا متمرکز نشود.
- تخصص (علم) و امانتداری (حفظ) کارگزاران: قرآن کریم در داستان حضرت یوسف (ع) از زبان ایشان نقل میکند: «اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ» (یوسف، ۵۵). این آیه، دو ویژگی اساسی را برای تصدی مسئولیتهای مهم، از جمله مدیریت شهری، بیان میکند: «حفیظ» به معنای امانتدار، درستکار، محافظ و حافظ حقوق مردم و «علیم» به معنای متخصص، دانشمند و دارای دانش لازم برای انجام وظیفه. مدیریت شهری بدون تخصص منجر به اتلاف منابع و بدون تعهد و امانتداری منجر به فساد، رانت و تضییع حقوق شهروندان میشود. بنابراین، گزینش مدیران شهری باید بر پایه این دو معیار باشد.
ج) کالبد، فضا و محیط زیست شهری
- آبادگری و پرهیز از فساد فی الارض: همانگونه که در بخش مبانی اشاره شد، وظیفه «عمران» و آبادانی زمین، مسئولیتی الهی است. اما این آبادانی نباید به «فساد فی الارض» منجر شود. قرآن کریم بارها از فساد در زمین نهی میکند: «وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا» (اعراف، ۵۶). ساختوسازهای بیرویه، تخریب باغات، آلودگی هوا و آب، قطع بیرویه درختان و هر آنچه به محیط زیست آسیب میرساند، مصداق فساد فی الارض در حوزه شهری است. مدیریت شهری باید با وضع قوانین سختگیرانه و نظارت دقیق، از این فساد جلوگیری کند و توسعه را بر اساس اصول زیستمحیطی پایدار پیش ببرد (نقیزاده، ۱۳۹۲).
- امنیت و آرامش شهری: امنیت، یکی از اساسیترین نیازهای انسان و از ارکان «بلد طیب» است. اولین تقاضای حضرت ابراهیم (ع) برای شهر مکه این بود: «رَبِّ اجْعَلْ هَٰذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ» (بقره، ۱۲۶). مدیریت شهری باید امنیت فیزیکی (جلوگیری از جرم و جنایت) و روانی (ایجاد فضایی آرام و بدون استرس) را برای شهروندان فراهم آورد. این امر از طریق طراحی شهری مناسب (نورپردازی، فضاهای قابل نظارت)، تقویت نهادهای امنیتی و نیز توسعه عدالت اجتماعی و کاهش فقر و نابرابری (که ریشههای جرم هستند) محقق میشود.
- رعایت حریم خصوصی و عمومی: قرآن کریم در آیات مربوط به ورود به خانهها (سوره نور، آیات ۲۷-۲۹) بر رعایت حریم خصوصی افراد تأکید میکند. این اصل در طراحی شهری و معماری باید مورد توجه قرار گیرد. طراحی ساختمانها باید به گونهای باشد که اشراف بصری به خانههای همسایه به حداقل برسد و حس امنیت و محرمیت برای ساکنان فراهم شود (حکیم، ۱۹۸۶). همچنین، تفکیک مناسب فضاهای عمومی (میدانها، پارکها) از فضاهای نیمهعمومی و خصوصی، از دیگر اقتضائات این اصل است.
د) اخلاق حرفهای کارگزاران شهری و شهروندان
- عدل و احسان: قرآن به صورت متواتر به عدل و احسان فرمان میدهد. عدل به معنای قرار دادن هر چیز در جای خود و اعطای حق به ذیحق است، در حالی که احسان به معنای فراتر رفتن از حداقلها و انجام کار نیکو با نیت خیر است. مدیران شهری باید در تصمیمگیریها، تخصیص منابع و برخورد با شهروندان، اصل عدل را رعایت کرده و در کنار آن، رویکرد احسانی داشته باشند، یعنی فراتر از وظیفه قانونی خود برای رفاه مردم تلاش کنند.
- پرهیز از اسراف و تبذیر: قرآن کریم به شدت از «اسراف» (زیادهروی) و «تبذیر» (هدر دادن) نهی کرده است: «وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ» (انعام، ۱۴۱). این اصل در مدیریت شهری نوین، میتواند مبنای سیاستهای مصرف بهینه انرژی، مدیریت پسماند و بازیافت، جلوگیری از تجملگرایی بیمورد در مبلمان و فضاهای شهری، و تخصیص منابع بر اساس اولویتها قرار گیرد (طباطبایی، ۱۳۷۴). شهروندان نیز در استفاده از منابع شهری باید به این اصل پایبند باشند.
- نظارت همگانی (امر به معروف و نهی از منکر): یکی از وظایف مهم در جامعه اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر است: «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ» (آل عمران، ۱۱۰). این اصل در حوزه مدیریت شهری به معنای نظارت مردم بر عملکرد مدیران، جلوگیری از تخلفات و فساد، و تشویق به اقدامات شایسته است. مدیریت شهری باید بسترهای قانونی و شفاف برای این نظارت را فراهم آورد.
هـ) مدیریت منابع و اقتصاد شهری
- رزق حلال و مبارک: قرآن کریم تأکید فراوانی بر طلب رزق حلال و دوری از درآمدهای نامشروع دارد. «فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ» (عنکبوت، ۱۷). در اقتصاد شهری، این اصل به معنای طراحی سیاستهایی است که فرصتهای شغلی حلال و پایدار ایجاد کند، از فعالیتهای اقتصادی مخرب و غیرقانونی جلوگیری کند و سلامت اقتصادی شهر را تضمین نماید.
- زکات و انفاق (مسئولیت اجتماعی سرمایهداران): قرآن کریم بر وجوب زکات و اهمیت انفاق در راه خدا تأکید دارد. «وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ» (ذاریات، ۱۹). این آموزهها میتواند مبنای سیاستهای شهری برای حمایت از اقشار آسیبپذیر، تأمین مسکن کمدرآمدها، و توسعه پروژههای عامالمنفعه با مشارکت بخش خصوصی و خیرین باشد. مدیریت شهری میتواند نقش تسهیلگر را در این زمینه ایفا کند.
و) نگاه تاریخی و آیندهنگرانه به شهر
قرآن کریم با بیان داستانهای اقوام گذشته، عبرتهای تاریخی را برای انسانها گوشزد میکند. شهرهایی چون سدوم و عاد و ثمود که به دلیل فساد و بیعدالتی نابود شدند، نشانگر اهمیت پایداری اخلاقی و اجتماعی شهر هستند. «وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنَ الْقُرُونِ مِن بَعْدِ نُوحٍ» (اسراء، ۱۷). این نگاه تاریخی، مدیریت شهری را به آیندهنگری، برنامهریزی بلندمدت و پرهیز از اشتباهات گذشته فرا میخواند. شهرهای قرآنی باید از حافظه تاریخی خود درس بگیرند و در مسیر رشد پایدار گام بردارند.
۷. نتیجهگیری و پیشنهادات کاربردی مبسوط
مدیریت شهری از منظر قرآن کریم، نه یک رشته مجزا و خشک بوروکراتیک، بلکه الگویی جامع، پویا و انسانمحور است که میان ابعاد مادی و معنوی، دنیا و آخرت، و فرد و جامعه توازن دقیق و حکیمانهای برقرار میکند. این الگو بر خلاف مدلهای تکبعدی سوسیالیستی که بر عدالت بدون آزادی تأکید دارند، یا سرمایهداری که بر آزادی بدون عدالت تمرکز میکند، بر پایه «حق و تکلیف» متقابل شهروندان و مسئولین، و «عدل و احسان» استوار است. در این دیدگاه، شهر صرفاً مجموعهای از کالبدها نیست، بلکه به مثابه یک «معبد مؤمن» است که خیابانهای آن باید تجلیگاه نظم الهی، آرامش، عدالت و معنویت باشد. هدف غایی مدیریت شهری قرآنی، تحقق «حیات طیبه» برای همه ساکنان شهر، فارغ از نژاد، طبقه و قومیت، و آمادهسازی بستری برای رشد استعدادهای انسانی در راستای قرب الهی است. این نظام مدیریتی، شهر را به عنوان بستری برای «رشد و تعالی» انسان مینگرد و در همه سیاستگذاریهای خود، سعادت مادی و معنوی انسان را هدف قرار میدهد.
ادامه دارد …