تغییر مدیران و رؤسای ادارات در شهرستان ملایر؛ میان ضرورت تحول و نگرانی از سیاسیکاری
مدیریت تخصصمحور یا سهمخواهی سیاسی؟
بسیاری از کارشناسان معتقدند موفقیت یک شهرستان در حوزههای توسعه، سرمایهگذاری، اشتغال و خدمات عمومی، وابسته به ثبات مدیریتی و استفاده از نیروهای متخصص است. در مقابل، تغییرات مکرر و مبتنی بر نگاه جناحی میتواند موجب کاهش بهرهوری دستگاههای اجرایی شود؛ موضوعی که در چند سال اخیر نمونههای متعددی از آن مشاهده شده است.
بارها دیده شده مدیری که هنوز چند ماه از دوران مسئولیتش نگذشته و با وجود مشکلات فراوان توانسته امور را تا حدودی سامان دهد، ناگهان و در یک شب جابهجا میشود و این پرسش جدی را مطرح میکند، آیا چنین تغییراتی بر روند مدیریت شهرستان در حوزههای مختلف تأثیرگذار است یا خیر؟ بدون تردید، پاسخ مثبت است.
در ملایر نیز بسیاری از شهروندان و فعالان اجتماعی بر این باورند که در برخی مقاطع، تغییر مدیران بیش از آنکه ناشی از ارزیابی عملکرد باشد، تحت تأثیر تغییر دولتها، فشارهای سیاسی و ملاحظات گروهی صورت گرفته است. این نگاه باعث شده گاهی تجربه و توان اجرایی مدیران در برابر وابستگیهای سیاسی کمرنگ شود.
حال اگر قرار است برخی مسئولان به جای تمرکز بر روند و عملکرد دستگاههای اجرایی، در پی انتصاب مدیران مورد نظر خود باشند، انتظار میرود حداقل افرادی را انتخاب کنند که دارای روحیه جهادی، انگیزه حل مشکلات و توان ایجاد تحول در حوزه مدیریتی خود باشند، نه مدیرانی که گرفتار روزمرگی شده و توان ایجاد تغییر مؤثر را ندارند.

پیامدهای سیاسی شدن انتصابات
هرگونه تغییر مدیریتی، پیامدهایی به دنبال دارد و مهمترین آنها میتواند آثار سیاسی و جناحی باشد. سیاسی شدن فضای مدیریتی آثار مختلف و بعضاً مخربی بر عملکرد ادارات و رضایت عمومی بر جای میگذارد. مهمترین پیامدهای این روند عبارتاند از:
کاهش ثبات مدیریتی
وقتی مدیران با تغییر فضای سیاسی به سرعت جابهجا میشوند، بسیاری از برنامههای بلندمدت نیمهتمام باقی میماند. این مسئله در پروژههای عمرانی، اقتصادی و فرهنگی بیشتر دیده میشود. نمونههای متعددی از پروژههایی که سالها پیش کلنگزنی شدند اما به فراموشی سپرده شدند، در سطح شهرستان وجود دارد.
تضعیف انگیزه نیروهای متخصص
کارشناسان و نیروهای باتجربه زمانی انگیزه بیشتری برای فعالیت دارند که ارتقای شغلی بر اساس شایستگی باشد. اگر انتصابها رنگ و بوی سیاسی بگیرد، اعتماد بدنه کارشناسی کاهش پیدا میکند و شایستهسالاری جایگاه خود را در مجموعههای اداری از دست میدهد.
افزایش حاشیه در ادارات
در برخی موارد، رقابتهای سیاسی به درون دستگاههای اجرایی کشیده میشود و فضای اداری را از تمرکز بر خدمترسانی دور میکند. این مسئله موجب بروز کشمکشهای درونسازمانی شده و کارایی مجموعهها را کاهش میدهد که لازمه کاهش این تنشها، پرهیز از عزل و نصبهای سیاسی است.
کاهش اعتماد عمومی
مردم زمانی به ساختار اداری اعتماد بیشتری دارند که احساس کنند مدیران بر اساس تخصص، سلامت کاری و توان مدیریتی انتخاب شدهاند، نه بر مبنای روابط سیاسی و جناحی. زمانی که مدیری با حمایت مستقیم یک جریان سیاسی یا نماینده خاص منصوب میشود، این تصور به وجود میآید که برای حفظ جایگاه خود ناچار است همواره نگاهش به همان حامیان باشد. در چنین شرایطی، گاهی روند تصمیمگیری و ارائه خدمات نیز تحت تأثیر قرار میگیرد و مجموعه مدیریتی دچار سردرگمی میشود.
نگاه موافقان تغییرات مدیریتی
در مقابل، موافقان این جابهجاییها معتقدند هر دولت یا مجموعه مدیریتی حق دارد برای اجرای سیاستهای خود از مدیران همسو استفاده کند. از نگاه این افراد، هماهنگی میان مدیران اجرایی میتواند روند تصمیمگیری و اجرای برنامهها را تسهیل کند.
طرفداران این دیدگاه بر این باورند که تغییر مدیران در همه دولتها امری طبیعی است و این تحولات میتواند به جوانگرایی، ایجاد انگیزه در سیستم اداری و تزریق ایدههای جدید منجر شود. با این حال، پرسش اساسی اینجاست که آیا این تغییرات واقعاً بر پایه تحول و کارآمدی انجام میشود یا صرفاً جابهجایی نیروهای نزدیک به جریانهای سیاسی است؟
مطالبه اصلی مردم؛ کارآمدی به جای جناحبندی
آنچه امروز برای بسیاری از مردم ملایر اهمیت دارد، نه وابستگی سیاسی مدیران، بلکه میزان کارآمدی آنهاست. شهروندان انتظار دارند مدیران پاسخگوی مشکلات مردم باشند، به آسانی در دسترس شهروندان قرار گیرند، برای اشتغال و سرمایهگذاری برنامه داشته و پیگیر پیشرفت پروژهها باشند، و از ظرفیتهای اقتصادی، فرهنگی، گردشگری و اجتماعی شهرستان به بهترین شکل استفاده کنند؛ در واقع، افکار عمومی بیش از آنکه درگیر گرایش سیاسی مدیران باشند، به نتیجه عملکرد آنها توجه میکنند.
ضرورت شفافیت در فرآیند انتصابات
یکی از مهمترین مطالبات مردم در حوزه انتصابات، شفافیت در فرآیند انتخاب مدیران است. اگر شاخصهای انتصاب به صورت روشن اعلام شود و سوابق مدیریتی، تخصص، برنامهها و عملکرد افراد مورد توجه قرار گیرد، بسیاری از شائبهها کاهش پیدا خواهد کرد؛ همچنین ارزیابی دورهای مدیران میتواند نقش مهمی در ارتقای کیفیت مدیریت ایفا کند، در این میان، نخبگان، دانشگاهیان و کارشناسان نیز میتوانند نقشی مؤثر در ارائه دیدگاههای تخصصی داشته باشند؛ البته این نظرات باید فارغ از مسائل شخصی، سلیقهای و جناحی و صرفاً بر مبنای منافع عمومی مطرح شود.
نقش رسانهها در مطالبه شایستهسالاری
رسانهها نیز میتوانند نقشی محوری در این زمینه ایفا کنند. رسانههای محلی و فعالان اجتماعی مجوزدار، به دلیل ارتباط مستقیم با مردم و حضور در جریان مسائل شهرستان و استان، اشراف نسبی بر وضعیت مدیریتی دارند و میتوانند به عنوان حلقه ارتباطی میان مردم و مسئولان عمل کنند.
این رسانهها با استفاده از ابزارهایی مانند نقد منصفانه، پیگیری وعدهها و مطالبه شفافیت میتوانند فضای مدیریتی را به سمت پاسخگویی بیشتر هدایت کنند. البته این نقدها زمانی مؤثر خواهد بود که از تخریب شخصی، شایعهسازی و دوقطبیسازی سیاسی فاصله گرفته و بر منافع عمومی متمرکز باشند.
مخلص کلام این که، تغییر مدیران و رؤسای ادارات در شهرستان ملایر، موضوعی فراتر از یک جابهجایی اداری ساده است و به طور مستقیم بر روند توسعه شهرستان تأثیر میگذارد. اگر این تغییرات بر پایه شایستهسالاری، تخصص و ارزیابی واقعی عملکرد انجام شود، میتواند زمینهساز تحول و پیشرفت باشد؛ اما اگر ملاحظات جناحی و سیاسی بر معیارهای حرفهای غلبه کند، نهتنها کارآمدی ادارات کاهش مییابد، بلکه اعتماد عمومی نیز آسیب خواهد دید.
امروز بیش از هر زمان دیگری، ملایر نیازمند مدیرانی است که فارغ از گرایشهای سیاسی، اولویت اصلی خود را توسعه شهرستان، حل مشکلات مردم و استفاده از ظرفیتهای واقعی منطقه قرار دهند.