به بهانه هفته روابط عمومیها؛ دو بالِ شکسته؛ بازخوانیِ چالشهای تعامل روابط عمومی و رسانه در شهرستان ملایر
دنیای امروز را باید دنیای ارتباطات دانست؛ در دنیای مدرن، روابط عمومیها نه صرفاً سخنگوی یک اداره، بلکه پل ارتباطیِ حیاتی میان حاکمیت و مردم هستند. در شهرستان ملایر، اگرچه در ظاهر شاهد فعالیتهای رسانهای هستیم، اما در بطن ماجرا، شکافی عمیق میان عملکرد فعلی روابط عمومیِ ادارات و نیازهای شفافسازانهی جامعه احساس میشود.
چند سالی است که آفت کانالگرایی و مرگِ تحلیل، حوزه اطلاعرسانی، ادارات را درگیر کرده است. متأسفانه بخش قابلتوجهی از روابط عمومیها در ملایر، کانالهای فضای مجازی و شخصی را با رسانههای رسمی و حرفهای اشتباه گرفتهاند. انتشار چند عکس بیکیفیت و دو پاراگراف متنِ کلیشهای، هرگز به معنای اطلاعرسانی نیست. مردم ملایر نیازمند شنیدن استدلالها، جزئیات تصمیمات اتخاذ شده در جلسات، مصوبات عملیاتی و خروجیِ سفرهای مسئولان استانی و کشوری هستند. این سطح از گزارشدهیِ سطحی، نه تنها شفافیت ایجاد نمیکند، بلکه نوعی «رفع تکلیفِ رسانهای» است که اعتماد عمومی را خدشهدار میسازد.
مشکل دیگر، فقدانِ قدرتِ تصمیمگیری و اختیار در روابط عمومیهاست. مشاهده میشود که همکاران روابط عمومی در ادارات، حتی در خصوص تعیین رپورتاژ خبری یا حمایتهای حرفهای از اصحاب رسانه، هیچگونه استقلالی ندارند. روابط عمومیای که نتواند برای تعامل با رسانهها و حمایت از جریان اطلاعرسانی تصمیمگیری کند، عملاً به یک واحد تدارکات اداری تبدیل شده است که صرفاً دستورات بالادستی را اجرا میکند.
موضوعی که اکثر روابط عمومیهای شهرستان را به شدت درگیر کرده، سایه سنگین مرکز استان بر تصمیمات شهرستان است؛ آسیبی که ناشی از عدم استقلال مدیران ادارات شهرستان در برابر مرکز استان است. بسیاری از مدیران ملایر برای کوچکترین اقدامات رسانهای، اطلاعرسانی درباره مصوبات یا پاسخ به مطالبات عمومی، ملزم به دریافت اجازه از مرکز استان هستند. این یعنی مدیر شهرستان، به یک مجریِ بیاختیار تقلیل یافته است.
وقتی از مدیران در مورد علت عدم همکاری با اصحاب رسانه پرسیده میشود، پاسخ یک جمله تکراری است: «اعتبار نداریم!». پرسش اینجاست: چگونه است که کمبود اعتبار همواره سد راهِ شهرستانهاست، اما بودجههای ستادی در مرکز استان همواره در اولویت قرار دارند؟ این تمرکزگرایی باعث شده تا ملایر، به عنوان دومین شهر بزرگ استان، در بسیاری از حوزهها معطلِ تصمیمات مرکز باقی بماند.
امسال نیز به مانند سنوات گذشته، قصد دارند طی مراسمی روابط عمومیهای برتر شهرستان ملایر را انتخاب کنند؛ اما نکته مهم اینجاست: ملاک انتخاب روابط عمومیهای برتر نباید روابطِ صمیمی با مدیر یا حجمِ کاغذبازیهای اداری باشد. اگر بخواهیم شاخصی برای برتری ارائه دهیم، آن شاخص باید در وهله اول میزانِ تعاملِ کیفی و مستمر با رسانهها و شفافسازی اقدامات و عملکرد ادارات در طول سال باشد. روابط عمومی برتر، کسی است که پاسخگویی به خبرنگار را وظیفه بداند، نه مزاحمت؛ لذا میطلبد شاخصهای ارزیابی در انتخاب مدیران روابط عمومی تغییر نماید.
با وجود نقدهای وارده، هستند روابط عمومیهایی که با درک درست از جایگاه خود، تعامل بسیار حرفهای و موثری با رسانهها دارند. ضمن احترامی که برای همه مدیران روابط عمومی قائلیم، به علت تفاوت در میزان اعتبار و امکانات موجود در ادارات مختلف، نمیتوان همه آنها را به یک چشم دید. با این حال امید است با بازنگری در رویههای موجود و ارتقای سطح اختیارات کارشناسان روابط عمومی، شاهد شکوفایی تعامل میان ادارات ملایر و اصحاب رسانه باشیم. رسانه رقیب نیست، بلکه همراهِ توسعه است.
یکی از رویههای نگرانکننده، دعوتهای گزینشی و سلیقهای از خبرنگاران یا دعوت نکردن از اصحاب رسانه برای جلسات مهم است. روابط عمومیای که تنها با رسانههای همسو یا محدود بهویژه صداوسیما ارتباط برقرار میکند، عملاً به سیاستگذاریِ انحصاری دامن میزند. حقِ دسترسی به اطلاعات، متعلق به تمام مردم ملایر است و خبرنگاران به نمایندگی از مردم، باید بدون مرزبندیهای سلیقهای به جلسات و تصمیمگیریهای کلان دسترسی داشته باشند؛ این موضوع تغییر رویهای جدی را میطلبد.
خبرنگاران خبرگزاریها و مطبوعات، بهویژه آنهایی که خارج از دایرهی بودجههای دولتیِ خاص فعالیت میکنند، اغلب با محدودیتهای شدید و البته گلهمندیهای مداوم مدیران روبرو هستند. چرا؟ چون رسانهی مکتوب یا خبرگزاریِ مستقل، حافظهی تاریخی دارد. برخلاف گزارشی گذرا در اخبار تلویزیونی که با یک موسیقیِ حماسی همراه است، متنِ مکتوب میماند و سؤال میپرسد؛ لذا باید گفت خبرگزاریها و رسانههای مکتوب، کابوس مدیران شیشهای هستند.
خبرنگاری که در رسانهی مکتوب سؤال میپرسد، در حالِ ساختن است. مدیرانی که از خبرگزاریها و خبرنگارانِ پیگیر گلهمندند، در واقع از شفافیت هراسانند. آنها به دنبال رسانهای هستند که آینه نباشد، بلکه فیلتر باشد؛ فیلتری که تنها زیباییهایِ نمایشیِ مدیریتِ آنان را به مردم نشان دهد.
مخلص کلام اینکه، روابط عمومی و اصحاب رسانه دو بال در کنار هم هستند تا بتوانند دستاوردهای نظام را به اطلاع مردم برسانند. اگر نقد و انتقادی صورت میگیرد، هدف تقابل رسانه با روابط عمومی و مدیران نیست؛ بلکه هدف، رفع مشکلات و موانعِ سد راه مدیران است تا مردم از فعالیتهای حوزههای مختلف آگاه شوند. چه بسا مردم با اطلاع از این اقدامات، بتوانند به صورت جهادی در کنار مسئولان برای حل مشکلات گام بردارند.